تبليغاتX
لر طنز ....طنز مناطق لر نشین
لر طنز ....طنز مناطق لر نشین

اولین پایگاه اینترنتی طنز قومی منطقه ای ایران lortanz.co.cc
 
 
مهران و علی (جهت رد گم کنی)

ما قصد توهین به کسی را نداریم هدف ما در ابتدا انتقاد سالم و پس از آن نشاندن
لبخند بر لبهای شماست
امیدواریم هیچ وقت کلید خنده از روی لب های شما گم نشود

این سایت را از این پس با آدرسlortanz.tk وhttp://lortanz.sub.ir و lortanz.co.ccبخواهید

پست الکترونیک info@lortanz.tk
anjoman@lortanz.tk
info@lortanz.tk

 

موضوعات

لیگ دسته چهار الیگودرز

طنز آموزشی

طنز انتقادی

آگهی

علمی

اخبار لر طنز

طنز تحلیلی

لرستان

خوزستان

چهارمحال و بختیاری

کهگیلویه و بویر احمد

اصفهان و فارس و بوشهر

ایلام و کرمانشاه و همدان

 
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل

پیوند ها

پایگاه اطلاع رسانی شهرستان الیگودرزی

پایگاه خبری لرنا

گزنک

اتحاد برای الیگودرز

مرکز بازی های کم حجم

وبلاگ فرهنگی چغاگرگ

بی گناه اما همیشه محکوم

سمپاش (سرگرمی )

سايت بزرگ دختران و پسران ايراني

وبلاگ فرهنگي مردم اليگودرز

لر سرو

خرم آباد

need 4 fun طنز حسین

روز وب (سعید اشیری)

همتبار (سایت فرهنگی بختیاری ها)

تکواندو کاران الیگودرز

دانلود موسیقی لری

بازیکنان باشگاه بسکتبال پاسارگاد

لرستان بزرگ

ندای لرستان

فضول کوهدشتی

کوهدشت نت

وارگه (داستان نویسان الیگودرز)

دانشگاه آزاد الیگودرز

بیداری لرستان

نشریه عمران و سازه دانشگاه آزاد الیگودرز

اين گنجشك شاد

باشگاه بسکتبال پاسار گاد الیگودرز

الشتر خبر

داستان های انگلیسی

توسعه الیگودرز

الیگودرز عزیز من

قوم لر

سوتک

سبز پوشان اتاق عمل

شهر مجازی لرستانی ها

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

معجزه گر رسید

منشور اخلاقی

آب

اقدام شجاعانه یک جوان بیکار به خشونت کشیده شد

ادب از که آموختی ...(بخوانید و نماینده شوید)

شغل های پر سود در الیگودرز

صدای پای بدبختی

سفر به پارک جنگی بنفشه

 

پیوند های روزانه

صدای پای بدبختی

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

کوهستان سرد الیگودرز

سایت تبادل لینک خودکار





Powered by WebGozar

نام :
ایمیل :
متن پیام :
فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
Powered By :JustPersian
نام کاربری :
کلمه عبور :
Powered By :JustPersian

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

شغل های پر سود در الیگودرز

 

1.کلنگ فروشی :در این سال ها شاهد کلنگ خوردن طرح های زیادی

 در الیگودرز بوده ایم و چون این کلنگ ها هیچ گاه از خاک بیرون نیامدند

 نیاز به کلنگ های نو برای کلنگ زنی طرح های تازه زیاد است پس

 کلنگ فروشی در الیگودرز یکی از پر سود ترین شغل هاست در همین

 راستا دیروز  کلنگ یک واحد کلنگ سازی دز الیگودرز به زمین زده شد!

کلنگی که هیچ گاه از خاک بیرون نیامد

کلنگی که هیچگاه از خاک بیرون نیامد این کلنگ مربوط به

راه آهن اصفهان الیگودرز ازناست که در زمان اشک دوم(پادشاه اشکانیان)

 به زمین زده شد و به یکی از آثار تاریخی الیگودرز تبدیل شده است 

2.قاچاق سکه تقلبی (خوب وقتی یک جوان شغل درست و حسابی نمی تونه

 پیدا کنه مجبوره بره سراغ این حور شغل ها و بعد هم شهر معروف بشه به

سرزمین سکه های تقلبی )

3.طنز نویسی:حرف ها و اعمال بعضی از مسئولان الیگودرز

و اتفاقات این شهرستان در بعضی از مواقع آنقدر مضحک

است (قضیه لوله بخاری)که طنز نویسان این شهر دیگر لازم

نیست ذهن خود را خسته کنند و فقط کافی است حرف های

بعضی از مسئولان را به طور مستقیم نقل کنند!!!!!

4.تابلو نویسی:شما کافی است یک بار صبح و بار دیگر در عصر همان روز

در شهر چرخی بزنید می بینید که نیمی ازمغازه های شهر تغییر یافته است

مثلاً مغازه ای که صبح قصابی بوده الان جوراب فروشی است بالاخره این همه

مغازه به تابلو نویسی و تبلیغات نیاز ندارند؟؟؟؟

۵. جرثقیل:تحقیقات نشان می دهد که هر اتوموبیل در الیگودرز به طور متوسط

در هر هفته۱۲ بار در چاله و چاه و گودال و حفره و گسل و خندق و غیره می افتد

طبیعی است که برای خروج این اتوموبیل ها به تعداد زیادی جرثقیل نیاز است

توجه البته علت این مسائل فقط راننده ها هستند و پیچ ها ی جاده ها و کم عرض بودن

جاده ها و حفاری خیابان ها هیچ تاثیری بر  این مطلب ندارند (اینو گفتم یه وقت مسئولین

ناراحت نشن)

 

(سازمان کاریابی و مشاوره شغلی وب سایت لر طنز)

جمعه نهم مرداد 1388 |

 

صدای پای بدبختی

اهل الیگودرزم

حالم اصلا خوش نیست

تکه سنگی دارم خورده جوبی نان آجر شده ای

مردمی دارم بهتر از برگ درخت

دوستانی بهتر از اب روان

و خدایی که در این نزدیکیست

توی فرمانداری

داخل شهرداری

پای هر صندوق رای

داخل آن ده دور

اهل الیگودرزم

حسرتم یک صنعت

جانمازم یک طرح مهرم سنگ

شهر سجاده ی من

صنعتش بر سر باد

صنعتش زیر خرابی هاست

صنعت اندک آن می شود زود خراب می شود طرح به طرح

چشم امید دلم طرح ناساخته است

اهل الیگودرزم

پیشه ام بیکاریست

گاه گاهی زینتی می سازم از سنگ می فروشم به شما

تا بچسبانی تو به دیواری که در آن زندانی

دل تنهایی تان تازه شود

چه خیالی چه خیالی . می دانم

صنعتم بی جان است

خوب می دانم وضع بیکاری ما بحرانیست

شهر من وقت فرار همه ی بیکاران  ، پشت دو برف

شهر من موسم خوابیدن این مسئولان

شهر من پشت زمان ها مرده است

شهر من وقتی مرد ،آسمان خاکی بود

عده ای غرق خوش خواب شدند

شهر من وقتی مرد ، جای دیگر پر صنعت بودند

مرد کاندید از من پرسید : چند من روغن نباتی می خواهی ؟

یا برنج و روغن و رب و کفش و سیم کارت و چادر و کت شلوار و غیره

من از او پرسیدم: طرح خوش سیری چند؟

شهر من زراعت می کرد

سنگ هم می ساخت

نان آن آجر بود

شهر ما آن طرف سایه ی بیکاری بود

شهر ما جای گره خوردن اغنا و کساد

شهر ما شاید سرزمینی رفته از خاطربود

چیزی هایی دیدم من در این شهر

داشی ای را دیدم فقر را بو می کرد

عادلی را دیدم مال مردم می خورد

من کسی را دیدم که ز یک لوله بخاری دو سه موشک می ساخت

مردمی تشنه که آبشان به سرقت می رفت

داشی ای دیدم هنگاه خطاب به مخالف می گفت گدا (مراجعه شود به وبلاگ گزنک)

من کسی را دیدم با چند شعار چشم خود را روی مشکل می بست

پارک جنگل دیدم خالی ز درخت

رودی خالی از آب

داشی ای را دیدم آب از کیسه ی مردم می بخشید ( وچه خوب می بخشید)

ورزشی دیدم بی ورزشگاه

بیماری بی درمانگاه

آب نمایی بی آب( پر آن قور باغه)

شهر پیدا بود رویش هندسی فقر بیکاری سنگ

سقف رمبیده ی صد ها خانه

چرخ یک صنعت در حسرت یک چرخیدن

شهر در حسرت یک کارخانه

روستا در حسرت یک جاده

در حسرت آب خوردن

مرد مسئول در حسرت دار و دسته

در حسرت هم حزبی ها

در حسرت حزب

فقر پیدا بود بیکاری پیدا بود

مردمان را دیدم شهر را دیدم

دشت ها را دیدم کوه ها را دیدم

آب را ندیدم جای آن چند تونل دیدم ز جنس سیمان

آب را که به یغما می برد

اهل الیگودرزم اما

الیگودرز من این نبود

الیگودرز من بحرانی شده است

من با تاب من با تب

وبلاگی در طرف دیگر شب ساخته ام

حزب ها را باید بست

جور دیگر باید دید

داخل مردم باید رفت

( به امید آبادانی ایران و ایرانی )

 


پنجشنبه هشتم مرداد 1388 |

 

سفر به پارک جنگی بنفشه

پارک جنگلی بنفشه

امروز می خواهیم سفری به پارک جنگلی الیگودرز داشته باشیم البته چون این سفر

سختی های زیادی داره به توضیحات ما توجه کنید

وسایل مورد نیاز : کلیه وسایل ورزش های پرش ارتفاع ،دو و میدانی، کوه نوردی، صخره نوردی

 پرش با نیزه ،گریز از معتاد ،جنگ های چریکی ،شنا با ویلچر و ...

اگر دنبال جای تفریحی می گردید ما به شما پارک جنگلی الیگودرز را پیشنهاد می کنیم

در هنگام داخل شدن به پارک از مسیر ماشین رو آن عبور می کنیم در این هنگام مواظب

معتاد هایی که زیر درخت ها کمین کرده اند باشید و از وسایل ورزش گریز از معتاد  شامل

کلنگ و سیانور و نارنجک دستی استفاده کنید (البته برای خود کشی) اگر از این مرحله گذشتید

به مرکز پارک می رسید

پارک جنگلی الیگودرز شاهکار معماری جهان است با آب نمایی زیبا که هیچ وقت کار نمی کند. البته

 برای ما کار نمی کند ولی برای غورباقه ها کار می کند و خانه ی خوبی برایشان شده است

   این آب نمای زیبا در مقابل زیبایی دیگر آن هیچ است قسمت زیباتر آن پله های ورود آن است

به علت عجله همیشگی که بین مسئولان الیگودرز وجود دارد این پله ها کامل ساخته نشده اند

و صحنه ای  ایجاد کرده که انگار با موشک (آنهم از نوع لوله بخاری ای آن)  به این پله ها

 حمله کرده اند یا اینکه کل جریان جنگ ویتنام روی این پله ها اتفاق افتاده است

 هرچه پایین تر می روید وضع بد تر می شود آخر پله ها به حدی فجیع است که

خیال می کنی بمب هایی که روی هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد قبلا اینجا

 امتحان شده اند

قضیه به همینجا ختم نمی شود زیرا وقتی پایین تر می روید می بینید که این پله ها هم

 تمام شده و آرزو می کنید کاش همان پله ها در پایین راه هم بود اینجاست که

وسایل کوه نوردی و دو و میدانی و صخره نوردی به کار می آید زیرا باید از یک صخره

پایین بروید که از بین هر ۱۲۳ نفر یک نفر سالم به پایین می رسد

گفتیم که از بین هر ۱۲۳ نفر یک نفر سالم به پایین این صخره می رسد البته آن یک نفر هم فقط

 از ارتفاع سالم به پایین می رود و سالم به خانه نمی رسد چون به علت شتابی که از از پایین

 آمدن از صخره می گیرد داخل جوی آب بعد ازآن حتما می افتد البته اگر خود را کنترل کند و

خود به خود هم نیفتد چاره ای ندارد بجز اینکه خود را داخل جوی بیاندازد و رد شود  اگر

وسایل ورزش های پرش با ارتفاع و پرش با نیزه و شنا با ویلچر را همراه آورده باشید

۱۰ درصد احتمال سالم ماندن شما وجود دارد

هشدار :مراقب تمساح های رودخانه باشید

امید وارم از این سفر پر هیجان لذت برده باشید

مدیریت گروه ایرانگردی و جهانگردی لر طنز

سه شنبه سی ام تیر 1388 |

 

نامه باکمی گلایه

نامه ی طنز نویسان وب سایت لر طنز  به نماینده  الیگودرز

 

سلام آقای رحمانی

 

دیروز یکی از دوستانم که اهل زنجان بود می گفت هنگام انتخابات  نماینده ی شهرتان را دیده ام که سوار بر پشت یک وانت و بلند گو به دست برای یکی از کاندیدا های انتخابات ریاست جمهوری تبلیغ می کرده!!! دوستم  شهر مرا تمسخر میکرد... میگفت هرز از چند گاهی وانت به دست انداز می افتاد نماینده تان با مغز ....

حجت رحمانی

آری . او برای یکی از کاندیدا ها تبلیغ می کرد.تازه می گفت  به علت ساده زیستی آن کاندیدا،  ستاد انتخاباتی اش همزمان با تبلیغات وانتی سبزی هم بالای وانت میفروخت فکرش را بکنید.....( سبزی خوردن ... رئیس جمهور مردمی .... طالبی آقا علی عباس ... رئیس جمهور مکتبی...  خربزه گرگاب  ) 

خدایا به تو پناه می برم. امیدوارم این حرکات کمدی در حد شایعه باشد. 

تازه میگویند برای اولین بار در تاریخ داخل مجلس یک ستاد انتخاباتی زده اید و عکس یکی از کاندیدا ها را به دیوار مجلس و سر وکله نماینده ها می چسباندید؟؟؟

 

آقای رحمانی !!!! خبر تازه  را شنیده اید!!! دیگر راه آهن از شهر ما نمی گذرد . زمین های اطراف قمرود یکی یکی خشک شده اند .روستا ها یکی یکی خالی از سکنه می شوند. هر روز تعداد کسانی که در جاده های الیگودرز کشته می شوند بیشتر می شود .آیا باز هم می توانید آن حرف های کذایی را بزنید و از لوله بخاری برای این مردم قطار و ریل و ایستگاه راه آهن بسازید؟؟؟؟؟؟؟

. آیا شان نماینده ی یک شهر عقب وانت است؟؟؟ آن هم با آن وضعیت؟؟ مسئولیت شما در مجلس چیست؟؟ قانونگذاری ؟ حمایت از شهری که نماینده آن هستید؟ یا  تبدیل شدن به ستاد انتخاباتی یک کاندید؟؟  

نمیدانم وبلاگ مارا تا کنون دیده اید یا نه؟ نمیدانم وبلاگ های لرستان را دیده اید یا نه ؟ نمیدانم با پدیده ی اینترنت چقدر آشنایید ولی ای کاش صدای مردمان بی بضاعت الیگودرز مصدومین و مجروحین سوانح جاده یی کودکان سیل زده و محکوم به زندگی در دور افتاده ترین نقاط جهان را می شنیدید.

آقای رحمانی ما کار نداریم قضیه رای عشایر در زز و ماهرو  دروغ بود یا راست ؟؟؟و ... ولی به هر حال شما دیگر نماینده این شهر هستید لطفا آبرو داری کنید

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی ماست آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

این مطلب ارتباطی به انتخابات ، نتیجه ی آن و حوادث پس از آن ندارد تنها درد و دلی بود با نماینده شهر خودم همین.

یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 |

 

مرد همه فن حریف

مردی که زیاد می دانست

 

استعدادهای فراوان از دوران کودکی در چشمان او موج می زد او در زمله زو حریف

نداشت و در گول بازی گول را تا هر جا که می خواست شلیک می کرد و در برد برنگ

استعدادی بی بدیل داشت، او تیرکمون هایی می ساخت که پیر هر ملیچی را می سوزاند

گویا ازهمان دوران معلوم بوده که او قرار است بعدا موشک را شلیک کند این استعداد

تا جایی پیش رفت که برای اولین بار از لوله بخاری موشکی ساخت که حیرت جهانیان

را برانگیخت ،موشکی که دشمنان را به وحشت می انداخت

وی ارزشمند ترین مدرک تاریخ بشریت یعنی فوق دیپلم را کسب کرد مدرکی که بسیار

به آن می بالد و به خاطر آن خود را شایسته هر مقامی می داند و معتقد است که

عدالت در این است و بس و هر کس با او مخالفت کند دشمن خداست

او نه تنها در اسلحه سازی موفق بود بلکه در عمران نیز بسیار موفق بوده به طوری

که درسه ماه به اندازه ۳۰ سال برای شهرش کار عمرانی کرده است او برای

شهرش پتروشیمی فرودگاه استادیوم و حتی چاه نفت و نیروگاه اتمی تاسیس کرد

که در تاریخ بی نظیر بود و مسئولان قبلی را که در ۳۰ سال سه ماه کار مفید نکرده

بودند شرمگین ساخت

همه مریدان از روی ارادت او را داشی می خوانند و او نیز همه را داشی صدا می زند

بخشی از کتاب( زندگی نامه یکی از مشاهیر از تیرکمون تا لوله بخاری)جلد سوم نوشته ویکتور هوگاله

نظر یادتون نره هیات مورخین سایت لر طنز

سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 |